تبليغاتX
اندیشه رهایی
بگو نان از کجا می خورد تا بگویم چه می اندیشد.

عصر جمعه

بذر مرگ بر سرمان

غم انگيز تر از هميشه

ساعات در پيش رو

منتظر خبري ديگر

از قديم الايام همينطور بود

مي آيد مردي در صبح جمعه

عدالت گستر جهان

تكيه بر كعبه

نماد خداي جهانيان

او ولي خداست

همان موعود عصر ما

شايد غروب جمعه دلگير است

چرا كه جمعه رفت او نيامد

من منتظرم اما

تا روزي او بيايد

و پايان دهد

هر جه بي عدالتيست

او كه نماينده عدل عليست

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/29ساعت 19:21  توسط اباذر | 

سكوت واژه تلخيست

تلختر از زهر

كه بر جانت نشيند

زياد می گویند

مگر تو بيكاري بدنبال كار خويش باش

سرت در لاكت مثل آن لاكپشت

حواست را تو جمع كن

زبان سرخت سر نيمه سبزت به باد مي دهد

به فكر نان خويش باش كه خربزه ات آب است

تو رو چه به اين كارها

تهديد

از بزرگان(...........)درس بگير

بچه مواظب باش

آدمت مي كنيم آخر........

با خويش مي انديشيدم

تاملي در راه

باز مي گفتم

انسانيت براي چيست

اگر نگويي

اصلا براي چه هستي

مگر دنيا ارزشي دارد

نه زري دوختم

نه دين  خويش به دنيا فروختم

پس چه باك از رفتن

رفتني سرخ به از زندگي سيه

آخر الامربا اعتقاد

به از دنيا پرستي بي اعتقاد

در آخر با يقين ميگفتم

خدايا چنان كن عاقبت كار

 تو خشنود باشي ما رستگار........

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/28ساعت 21:23  توسط اباذر | 

صیاد چکاوک در بند کرد

تا که تواند خاموش کند نغمه اورا

در قفس بد حال بود

یاد روزهای خوش

یاد پروازهای آزاد

پرگشودن در هوای آزادی...

دوستان چکاوک حیران بودند

پرندگان بیچاره خاموش بودند

می نگریستند و می گریستند

از راه دور دل با او داشتند

سکوت عجیبی حاکم بر بوستان بود

یاد روزهای نغمه چکاوک  بخیر

این را می گفتند

وآهی از ته دل

کم کم زمزمه کردند پرندگان

آنچه نغمه آموخته بودند

سرودند، خواندند، فریاد کردند

با نوای خویش

 دل صیاد

آشفته کردند

صدای پیچید در بوستان

هم همه ،غوغا  ،فریاد

این بود  ارثیه  چکاوک

صیاد خوب اندیشید

دیگر نمی شد این فریاد خاموش کرد

راه چاره ای دیگر باید تدبیر کرد

یا که چکاوک باید کشت

 یا آزاد کرد

کشتنش انقلاب

آزادیش انقلابی  بدتر

اشتباه بود در بند کردن

نغمه او آسیبی نداشت

مگر چه می کرد یا چه می خواند!

جز سرودی زیبا

به گوش صیاد سنگین بود

طاقت دیدن آزادی را نداشت

بودن یا نبودن چکاوک درسها داشت

پرندگان بوستان را آگاه کرد

نغمه او گر خاموش بود

هزاران چکاوک در خروش بود

سالها در بند بودن

جز حمایت از او سودی نبود

ما با چکاوک هم سرود

چه در قفس یا که برون

نغمه سر می دهیم

 جانم فدایت ای  آزادی........

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/25ساعت 21:37  توسط اباذر | 

پیرزنی نگون بخت

در سرمایی طاقت فرسا

در گوشه ای از خیابان این شهر

یا کودکی چند ساله

با همه معصومیت

یا آن نابینای علیل

مشغول گدایی

آن فقر گریبانگیر

 که رسوا می کند آدمی

یا آن کارگر زحمتکش

با حقوق روز مزدی

آن حمال بازاری

تفاوت فقیر و غنی

از بالا تا پایین

اقدسیه تا مولوی

از زعفرانیه تا شاه عبدالعظیم

عین عدالت است این

خانه 26 متری

تا ویلای چند هزار متری

نتیجه انقلاب مستضعفین

یکی به فکر نان

یکی به فکر آزادی

نان سنگک 1000 تومنی

دیگر نان هم بر سر سفره فقرا

می شود مثل گنج نایابی

اعتیاد فقر و بیکاری

نقل نبات، معضل اجتماعی

باید به نظاره نشست

این عدالت اجتماعی...

سکوت سکوت سکوت

دم نزن که اغتشاشگری

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/20ساعت 22:46  توسط اباذر | 

در هوایی دود آلود نظاره گر بودم

شوق شور مردمی

که پیوسته

در هوای آزادی

آرام و با طمئمینه

می پیمودند راه خیابان

همان خیابان معروف

از هفت تیر تا ولیعصر را

چونان برگان آرام

اما در این هنگام،گرگان به گله می زدند

بره ای نجیب را دستچین ،با خود می بردند

اشک آور با طعم فلفل

باتوم از نوع چماق

 همه آماده برای سرکوب

وفقط برای تو یک سلاح،آن هم فریاد از حنجره

چه می شد،چه می شد، اگر تعصب ها کم می شد

برادر وخواهر من دیدم صبرتان را

صبری که اگر چه پاسخی دردناک داشت

اما زیبا بود

باید صبر داشت،باید صبری ایوبی داشت

ما تجربه بسیار اندوختیم

آزادی صبر می خواهد

روزی می آید که در این صحرا گرگان و برگان در کنار هم بزیند

آن گرگ بره را ندرد

و آن یکی پارچه سبز را با بغض ندرد

مگر ایرانی ناموس پرست نبود؟

حال چه شده است ما را!

می زنند خواهر دینی خویش را!

مگر ما برادر نبودیم!

چه شد که جوابمان گرز گران شد!

ما خواهر وبرادریم ای دوست!

کمی رحم ،کمی تعقل کافیست...

باید اندیشید اندر احوالات خویش!

به کجا می رویم،به کجا چنین شتابان!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/13ساعت 21:37  توسط اباذر | 

 

در سی سال پیش و در نوپایی انقلابی مردمی اتفاقی افتاد که در این سالها یکی از تاثیر گذارترین رویدادها قلمداد می شود و می توان گفت که این اتفاق مسیر کشور را تغییر و در واقع تعیین کرد.

با توجه به ابعاد گسترده این حادثه عظیم، باید آن را در جغرافیای زمانی و مكانی خودش كاملا مورد بررسی قرار داده و به واكاوی علل و پیامدهای آن پرداخت.


با پیروزی انقلاب، حضرت امام خمینی، مهندس بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت موقت منصوب كردند.بازرگان را  لیبرال و با توجه به مشی سیاسی می توان او را یک فرد ملی نامید.

در فضای احساسی و انقلابی پس از انقلاب  عقل گرای ومنطق گرایی  طبیعتا طرفداران زیادی ندارد.از این رو در آن فضا دولت موقت بازرگان زیاد دوام نیاورد وبا تسخیر لانه جاسوسی خود او نیز فهمید که نمی توان زیاد به پیش رفت و استعفای خویش را اعلام نمود.

پس از اقامت شاه در امریکا به بهانه معالجه موجی از ابراز نفرت از امریکا در ایران ایجاد گردید امام در 9 آبان 58 طی سخنانی فرمودند: «ای جوان‌هایی كه در مقابل توپ و تانك رفتید از خواهرهایی كه جوانان خود را از دست داده‏اید... حفظ كنید خودتان را، نهضت خودتان را حفظ كنید ننشینید دیگران برای شما كار كنند، اینها برای شما كاری نمی‏كنند.»
همچنین امام طی پیامی در 12 آبان 58 در اعتراض به پذیرش شاه از سوی رژیم آمریكا اعلام كردند: «دانشگاهیان، دانش‏آموزان و طلاب علوم دینی با قدرت تمام مبارزه خود را علیه آمریكا گسترش دهند.»
بدنبال اعلام این مواضع از سوی حضرت امام نمایندگان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام چهار دانشگاه امیركبیر، تهران، شهید بهشتی و صنعتی شریف با تشكیل جلسه‏ای به برنامه ریزی برای تصرف سفارت آمریكا پرداختند.
یكشنبه 13 آبان 58 (4 نوامبر 1979) روزنامه اطلاعات مورخ 14 ابان 58 در صفحه دوم خود، شرح وقایع آن روز را این‌گونه گزارش می‏كند:
«ساعت ۱۰و ۳۰دقیقه صبح گروهی (حدود 400 نفر) از دانشجویان (كه از یك چهار راه قبل از سفارت آمریكا شروع به حركت كرده بودند) كه در حال شعاردادن در خیابان آیت اله طالقانی به سوی دانشگاه (تهران) در حركت بودند هنگامی كه جلوی در اصلی سفارت آمریكا رسیدند، مسیر خود را تغییر دادند و پس از گشودن زنجیرهای این در به داخل سفارت رفتند. در همان زمان گروهی از دانشجویان نیز از دیوار خود را به داخل سفارت رساندند و پیشروی به سوی ساختمان‏های داخلی سفارت را آغاز كردند. از همان لحظه‏های اول تصرف سفارت آمریكا، گروه‏های مختلف مردم در مقابل در سفارت اجتماع كردند و به دادن شعارهای ضد آمریكایی می‏پرداختند دانشجویان در سه بیانیه‏ای كه تا ساعت 18 (همان روز) از طریق بلندگو پخش كردند، اعلام كردند كه ساختمان اصلی سفارت تا ساعت 15 به تصرف كامل درآمد... دانشجویان اعلام كردند كه هر چند تصرف ساختمان با مقاومت سه ساعته و همراه با پرتاب گاز اشك آور از جانب تفنگداران آمریكایی بود، هیچ گونه آسیبی به طرفین وارد نیامد.
از ساعت 16 (همان روز) آزاد كردن گروهی از ایرانیانی كه به عنوان ارباب رجوع یا كارمند در داخل سفارت بودند آغاز شد و آمریكاییان را با چشم بسته به محل دیگری منتقل شدند.»
پیش از آنكه دانشجویان اصلی سفارت برسند، دیپلمات‏های آمریكایی، مقداری از اسناد را در دستگاه‌های مخصوص خرد كن ریختند و ازبین بردند و مقدار زیادی از اسناد را نیز سوزاندند و به خصوص نوارهای میكروفیلم و حافظه‏های كامپیوتری را نابود كردند....

پس از تسخیر سفارت، دانشجویان كه خود را دانشجویان مسلمان پیرو خط امام می‏نامیدند، با صدرو بیانیه‏هایی به تشریح علل، انگیزه‏ها و چگونگی انجام این اقدام انقلابی پرداختند. در یكی از اولین بیانیه‏ها آمده است:
«ما دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از موضع قاطعانه امام در مقابل آمریكای جنایتكار به منظور اعتراض به دسیسه‏های امپریالیستی و صهیونیستی، سفارت جاسوسی آمریكا در تهران را به تصرف درآوردیم تا اعتراض خود را به گوش جهانیان برسانیم.»
عنوان دانشجویان مسلمان پیروخط امام، از یك سو بیانگر تبلور خشم انقلابی امام و ملت مسلمان ایران از آمریكا بود و از سوی دیگر هر گونه شائبه وابستگی دانشجویان به گروهها و دستجات سیاسی متعدد را منتفی می‏ساخت و امكان بهره برداری از آن را به نفع جریان‏های مختلف، محدود می‏ساخت.
برای این اقدام انگیزه‏های متفاوتی ذكر می‏گردد: اعتراض نسبت به پذیرش شاه از سوی دولت آمریكا، اعتراض به عملكرد دولت موقت، كه كم كم به سمتی گرایش پیدا می‏كرد كه دوباره دست آمریكا را در ایران باز كند، شناسایی جاسوسان آمریكایی و عوامل داخلی آن‏ها، پایان دادن به توطئه گری و سلطه جویی‏های آمریكاییان در ایران، نشان دادن ضربه شستی به ایالات متحده به تلافی طراحی و اجرای كودتای 28 مرداد 32، اعتراض به آمریكا به علت ایجاد فشار تبلیغاتی موسوم و انحصاری و كمك و حمایت از افراد ضد انقلاب و فراری علیه انقلاب اسلامی.....

بازرگان دو روز پس از این حادثه از سمت نخست وزیری استعفا كرد كه بلافاصله توسط امام پذیرفته شد و وظایف دولت موقت به شورای انقلاب، منتقل شد و به این ترتیب 268 روز پس از سقوط رژیم پهلوی، عمر دولت موقت هم به سر رسید تا فصلهای جدید دیگری برای روابط ایران وامریکا گشوده شود.

یکی از ویژگیهای 13 آبان 58 را می توان را در دانشجوئی بودن آن دانست.. که در روحیات جنبش دانشجویی ریشه دارد .امروزدانشجویان 13 آبان پس از 30 سال تبدیل به تئوریسین های طرفدار عقل گرایی و ایجاد رابطه مسالمت آمیز با همه کشورها شده اند دیگر از طرفداران شعارهای مرگ بر نیستند وجامعه مدنی را در سر می پرورانند .

اما جنبش دانشجوئی در این سالها راه طولانی را پیموده و دچار یک دگرگونی و به نوعی راه تکاملی خویش را طی نموده.در طول سالیان انقلاب اسلامی جنبش دانشجوئی گاه در قامت حکومت نقش آفرید و موجب تاثیر گذاری 30 ساله گشت  گاه همراه حکومت در شکل دهی رئوس نظام اقدام کرد وبسیاری از مدیران و روسای دستگاههای نظام از سران جنبش دانشجوئی بودند  و گاه از دانشگاه رزمنده برای جبهه تولید شد.

گاه به انتقاد از  مشی لیبرال دولت  پرداخت و آن را باعث اختلاف طبقاتی و اجتماعی دانست.

گاه در قامت یک حزب نقش آفرینی کرد و رئیس جمهور به جامعه معرفی کردو مطالبات جدید خود را توسط رئیس جمهور بیان کرد.

گاه اپوزسیون شد وسرکوب و زندانی شد.وگاه خاموش نظاره گرشدوهمه چیز را تحریم کرد.

اما امروز شرایط با ۳۰ سال پیش بسیار فرق کرده......

امروز دیگر جنبش دانشجوئی سردمدار یک حرکت و آغاز گر حرکتی تاثیر گذار نیست با اینکه همیشه در صف اول قرار دارد و بیشترین هزینه را دانشجویان در راه کسب آرمانها می پردازند اما این بار دانشجویان دنباله رو حرکتی هستند که از بطن مردم برخواسته. این حرکت بسیار وسیعتر و فراگیرتر است و قاعدتا با عقلانیت و پختگی بیشتری نیز همراه است جنبش دانشجویی یکی از بازوان پرتوان جنبش سبز         می باشد که قدرت تاثیر گذاری بالایی چه در بدنه مردم و چه در سطوح عالی نظام  دارد و می تواند دیدگاههای جدید و چشم انداز نوینی را در راه تحقق احقاق حق مردم و رسیدن به جامعه مدنی بیان دارد.حال باید منتظر بمانیم و ببینیم در فضای سیاسی پیش آمده در دانشگاهها که حتی محافل علمی که علاقه ای به سیاست نداستند را سیاسی کرده است چه پیش می آید.البته باید به این نکته اذعان داشت که از سال 84 برخوردهای خشنی با جنش دانشجوئی صورت گرفت، تعطیلی انجمن های اسلامی دانشگاهها ، غیر قانونی اعلام کردن دفتر تحکیم وحدت که تشکلی دانشجوئی ریشه دار در بین دانشجویان است و به جای آن ایجاد تشکلهای دانشجوئی دولت ساخته ،برخورد با دانشجویان سیاسی واحکام سنگین و تعلیق و ستاره دار کردن..همه و همه باعث نارضایتی بیشتر دانشجویان گشته و  باعث رادیکله تر شدن فضای سیاسی دانشگاهها شده  است..

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/12ساعت 17:25  توسط اباذر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اباذر
زمان میگذرد وبر جریده تاریخ از ما خاطر ه ای بیش نمی ماند , آن هم اگر بماند,ولی این را نیز خوب می دانم که تاریخ در موردمان قضاوت می کند...

پیوندهای روزانه
بیانیه سازمان جوانان و دانشجویان حزب اعتمادملی در مورد حمله کنندگان به کروبی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
پیوندها
سایت شخصی مهدی کروبی
جنبش مستقل دانشجوی
محمد مهدی مازنی
من نوشته ها
تنهاترین تنها منم
مشروطه نیوز
طنین دانشجو
قلم انجمن
سینره
مهاجرانی
امنیت ملی
سايت الف
نوروز
روزنا
ادوار نیوز
دانشگاه
بامداد خبر جنبش دانشجویی
دلوسه
سنگ نوشته
به نام ازادی
تابناک
طنز نوشت
تریبون
یک نیوز
سایت تغییر
سایت نخستین
عصر ایران
سایت اش رشته
سایت موج سبز
بدون عنوان
جوانترین اعتماد
بالاترین
دنباله
گویا
13 تیر 88
ایران سبز
عبرت
سلام
رجا نیوز
خس و خاشاک
جوان فردا
بالاتر
سایتک
خاتمی
هرای نیوز
اینده
جوونک شرقی
پارس بانو
کوچ
راه سبز امید
فریدون فروغی
تاك بيدار(ناصر مهرجویی)
فرید صلواتی
گل یخ
مهران فرجي
اشکنان آنلاین
مسعود بهنود
روزگارم بر خلاف ارزوهایم گذشت
...تو از همه مهربانان عالم مهربانتری
کلمه نیوز
حیات نو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM